آرش برگشت به خونه
وقتی آرش از بیمارستان مرخص شد رفتیم خونه مامانم.واقعا به کمک احتیاج داشتم.خداییش مامانم حسابی بهمون میرسید.حتی نمیذاشت برای یه لیوان آبم از جام بلند شم. منم خیلی حالم خوب نبود.بخیه هام بدجور درد میکرد.هرچی بیشتر میگذشت بدتر میشد. نمیتونستم خیلی بشینم.این شیر خوردن آرشم دردسر شده بود.مجبور بودم طولانی مدت بشینم تا به شیر خوردن وادارش کنم.آخر سرم نتیجه نمیداد و فقط خودم اذیت میشدم. تقریبا دوازده روز بعد بود که کم کم بخیه هام بهتر شد و میتونستم خوب راه برم و بشینم.ولی بازم نمیتونستم کاری انجام بدم.با کوچیکترین فشاری که بهم میومد باز اذیت میشدم.این مدت همش مامانمو دعا میکردم که این همه هوای من و آرشو داره.به خاطر زرد...
نویسنده :
مامان
1:18








